دوباره اومدم
.پنجشنبه رفتم خونه پریسا اینا
.خیلی خوش گذشت
.وقتی رفتم شادی هم اونجا بود.با هم رفتیم بیرون یه گشتی بزنیم که وسط راه دو تا موتور سوار یه چیزی به ما گفتن که من ترجیح دادم بابام با مامانشون یه صحبتی داشته باشه
.وسط راه احساس ضعف کردم که پریسا به دادم رسید و 3 تا پیراشکی خرید با هم خوردیم.
خیلی پیراشکیش باحال بود.جاتون خالی،ایشالله شما هم بتونین از اون پیراشکیا بخورین،بعد از خوردن پیراشکی عازم خونه شدیم و بدون وقوع هرگونه اتفاق صحیح و سالم رسیدیم.شاممون رو که خوردیم رفتیم تو اتاق پری و نشستیم به فیلم نگاه کردن
.اولین فیلمی که دیدیم اسمش "دختر همسایه" بود که ماشالله ماشالله عجب دختر خوشگلی هم بود
.فیلم قشنگی بود،بعد از اون یه فیلم دیدیم که جنیفر و شان پن بازی میکردن
.چند تا تیکه ترسناک داشت که باعث شد من و پریسا از ترس جر بخوریم.
بعد از اون هم یه خورده چرت و پرت گفتیم و گرفتیم خوابیدیم.
فرداش مثل مدلای کانال "مودا" هی لباس عوض کردیم و عکس گرفتیم
.خسته که شدیم 2-3 تا تیریپ جاماییکایی اومدیم و از خودمون فیلم گرفتیم و به این فکر کردیم که اگه این فیلما پخش شه ما باید به کدوم کشور پناهنده بشیم
. بعدش هم فیلم "حرفه ای " رو نگاه کردیم.
من لیون رو خیلی دوست دارم ولی این دلیل نمیشه که استنسل رو دوست نداشته باشم.استنسل خیلی خوشگله و خیلی هم خوب بلده با بچه ها چطور رفتار کنه،خیلی مهربونه،مگه نه؟
نتالی رو هم دوست دارم آخه خیلی گناه داره.اون پسره شاگرد استنسل رو هم دوست دارم آخه موهاش خیلی قشنگه.نمیدونم چرا اینا رو که به پریسا گفتم خندید!یکی دو جای فیلم هم پری ازم سؤال پرسید که وقتی جوابش رو دادم دیگه نزدیک بود جر بخوره.
واااااااااااا!!! چیه؟!
منکه نفهمیدم واسه چی میخندید.ولی خداییش خیلی فیلم قشنگیه فقط من متوجه نشدم که لیون چیکاره ی ماتیلدا بود و اینکه استنسل چرا اونا رو کشت؟اصلا اونا کی بودن؟چرا لیون مرد؟البته فکر نمیکنم اینا خیلی مهم باشن
.مهم این بود که فیلمش نتیجه اخلاقی داشت و میگفت که باید با بچه ها درست رفتار کرد وگرنه "اف بی آی" میکشدتون.
بد میگم؟...خلاصه بعد از حرفه ای شام خوردیم و بعدش منو از خونشون بیرون کردن
و بردن خونمون
خوب دیگه...عیدتون مبارک......بای.![]()

