تبليغاتX
ما 3 نفر

ما 3 نفر

زمانی که به راستی آرزویی داشتی تمام کاینات به نحوی عمل میکنند که به آرزوی خود برسی

پایان مقطعی استرس

 

سلام

از امروز و تا وقتی که خدا توفیق بده و البته اجازه داشته باشم میخوام این وبلاگ رو به روز کنم.

با مطالب متنوع.

از درددل خودم گرفته تا مطالب سر گرم کننده و خیلی چیزای مختلف.

بعد از یک ترم خسته کننده که به ظاهر کوتاه اما در باطن طاقت فرسا بود حالا من موندم و نگاهی به کورسوی امید آینده.

امتحانات این ترم هم گذشت. هر آنچه که بهش فکر می کردم برعکس اتفاق افتاد.

بتن و فولاد که به نظر سخت بودم و جزو درسهای طراحی به شمار میان رو به خوبی پشت سر گذاشتم تا حدی که اگر یکم خوش شانس بودم و وقت کم نمی آوردم می تونستم حتی بیست بگیرم.

مکانیک خاک رو که با وجود سختی خوب دادم و درس آیین زندگی رو با همه حجمش ضربه فنی کردم اما سه تا امتحان آخرم اوضاع جالبی نداشت.

آمار و احتمال مهندسی که مسخره هم هست هرچی به ذهنم میومد نوشتم.

محاسبات از بس سخت بود مجبور بودم حذف کنم چرا که اگر پاس هم می کردم ممکن بود نمره پایینش معدل منو نابود کنه.

مکانیک سیالات هم آخرین امتحانم بود و همونطور که دوستان مکانیک و عمران مطلع هستن جزو دروس سخت و بسیار حساس دانشگاهیه.

خوب یا بد چه این دروس پاس بشن و چه نشن این ترم هم گذشت. با همه خستگی ها و.....

راستش اگه جز این راهی برای پیشرفت بود حتما می رفتم سراغ راه دیگه.

نمی گم درس خوندن سخته اما تحمل شکست توی این عرصه از تمام عرصه های دیگه سخت تره.

نمی خوام زیاد از درس و امتحان صحبت کنم.

فقط اینو می گم که مهسا و پریسا هم هر دو تا کنکور رو دادن و بعد از مدتها دارن استراحت می کنن و جا داره به هر دوشون خسته نباشید بگم و براشون آرزوی موفقیت دارم.

نمی دونم که آیا به اینجا سر می زنن یا نه اما خوب اینجا خونه خودشونه و در واقع صاحب اصلی اونا هستن. امیدوارم موفق باشن.

 

یه ۱۴ روزی از شروع فصل تابستون می گذره و خیلی از ماها برنامه های خاص خودمون رو داریم.

یه عده میرن مسافرت و گردش و تفریح.

یه ده کلاس ثبت نام می کنن. از کلاس درسی گرفته  تا کلاس های ورزشی و هنری و ..........

یه عده به کارای عقب افتادشون می رسن و یه عده هم انگار براشون فرق نمی کنه تابستون باشه یا زمستون مثل خیلی از کارمند های ادارات که با گرما عرق می کنن و با سرما می لرزن.

 

من که توی این روزای گرما دلم یه عالمه برف می خواد و معمولا تو روزای سرد و ناراحت کننده ی سرما دلم آفتاب می خواد.

هرچند توی این هفته ای که گذشت بارون رو هم دیدم که جا داره که اینجا از خدای متعال مراتب تشکر رو داشته باشم که عنایتی هم به ما داره و اگر امکانات بارش برف نیست لا اقل بارون رو توی این گرما از ما دریغ نکرده.

در روزهای آینده میام و بیشتر می نویسم و بیشتر می حرفم.آخه دلم خیلی پره و خوب کسی رو هم ندارم که بخواد حرف دل کسی مثل من رو گوش بده.

زیادی حرف زدم.

امیدوارم از خوندن این حرفا سردرد نگرفته باشین.

موق و پیروز باشید

علیرضا

 

parshad

parshad

http://parshad.blogfa.com

ما 3 نفر

ما 3 نفر - پایان مقطعی استرس

ما 3 نفر

به وبلاگ پریسا و مهسا و علیرضا خوش آمدید.همه چی داریم.نامردی نکرده و نظری بدهید.
با تشکر...یکی از ما 3تا.
زمانی که به راستی آرزویی داشتی تمام کاینات به نحوی عمل میکنند که به آرزوی خود برسی

ما 3 نفر

قالب وبلاگ

free Template Blog

قالب وبلاگ

template blog